بررسی «کوین»: صداپیشگی درخشان جیسون شوارتزمن در انیمیشنی درباره حیوانات که گاهی نامنظم اما در نهایت دلنشین است

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، صداپیشگانی مانند جان واترز و ووپی گلدبرگ هم در این مجموعه حضور دارند؛ اثری ساخته جو ونگرت و آبری پلازا که داستانش در یک پناهگاه حیوانات در آستوریا، کویینز می‌گذرد.

وقتی کوین (با صداپیشگی جیسون شوارتزمن)، شخصیت اصلی انیمیشن تازه آمازون، یک جدایی سخت را پشت سر می‌گذارد، کاری می‌کند که شاید هر جوانی در یک شهر بزرگ انجام دهد.

او از خانه قبلی‌اش نقل مکان می‌کند، دوستان و علایق تازه‌ای پیدا می‌کند، محله قدیمی‌اش را با نگاهی جدید کشف می‌کند. مدتی را تنها می‌گذراند تا بفهمد واقعاً از یک رابطه یا حتی از زندگی چه می‌خواهد. به گزینه‌های تازه‌ای برای شریک زندگی فکر می‌کند و در نهایت با یکی از آن‌ها وارد رابطه می‌شود. گاهی هم، با وجود میل باطنی، دوباره با شریک سابقش ارتباط برقرار می‌کند.

آنچه مسیر کوین را متفاوت‌تر از معمول می‌کند این است که او نه یک کارمند بانک با جلیقه پشمی است و نه یک باریستای خالکوبی‌شده، بلکه یک گربه سیاه‌وسفید است؛ و جدایی‌اش هم نه از یک معشوق، بلکه از صاحبان انسانی‌اش اتفاق می‌افتد. همین زاویه متفاوت باعث شده این اثر که توسط جو ونگرت و آبری پلازا ساخته شده، حال‌وهوایی تازه به کمدی‌های دورهمی بدهد. اگرچه همیشه به بالاترین ظرفیت طنز و احساس خود نمی‌رسد، اما در نهایت گرمایی دارد که تماشایش را ارزشمند می‌کند.

بدون شک بخش بزرگی از مخاطبان هدف این مجموعه با شنیدن این داستان، واکنشی شبیه به سث (با صداپیشگی گیل اوزری)، مدیر آرام یک پناهگاه حیوانات، خواهند داشت؛ وقتی با صاحب حیوانی روبه‌رو می‌شود که گربه‌اش را رها کرده: «رها کردن یک همراه پشمالو بدترین کار ممکنه!» او فریاد می‌زند. «باید محاکمه بشی!» اما خیال‌تان راحت باشد، اینجا با یک داستان اشک‌آور درباره رها شدن حیوانات روبه‌رو نیستیم.

در واقع این خود کوین است که وقتی صاحبانش اعلام می‌کنند از هم جدا می‌شوند، آن‌ها را ترک می‌کند. او ترجیح می‌دهد به‌تنهایی شانسش را امتحان کند تا اینکه همراه دانا (با صداپیشگی آبری پلازا) به خانه جدیدش برود. در دنیایی که این داستان در آن جریان دارد—جایی میان آثاری که حیوانات را انسان‌گونه نشان می‌دهند—حیوانات می‌توانند با انسان‌ها صحبت کنند و کنارشان در بار یا مترو بنشینند، اما معمولاً شغل ثابت یا خانه مستقل ندارند. به همین دلیل دانا چاره‌ای جز این ندارد که او را رها کند و امیدوار باشد روزی بازگردد.

پس از شبی فاجعه‌بار در پارک مرکزی، جایی که سنجاب‌ها به بی‌عرضگی او در زندگی در طبیعت طعنه می‌زنند، کوین راهش را به پناهگاه «دوستان همیشگی پشمالو» در آستوریا پیدا می‌کند. در آنجا با گروهی عجیب آشنا می‌شود: آرماندو، یک گربه ایرانی مغرور (با صداپیشگی جان واترز)؛ جودی، بچه‌گربه‌ای ساده‌لوح و بیمار (با صداپیشگی آپارنا نانچرلا)؛ سگ شیتزو رئیس‌مآب سث (با صداپیشگی ایمی سداریس)؛ و کاپ‌کیک (با صداپیشگی ووپی گلدبرگ)، گربه‌ای خیابانی که از راه‌های عجیب مثل فعالیت آنلاین و فروش چیزهای غیرمعمول درآمد دارد. این‌که او دقیقاً چطور این کارها را انجام می‌دهد، از آن سوال‌هایی است که بهتر است خیلی به آن فکر نکنیم.

در قسمت‌های ابتدایی، این مجموعه از نظر طنز گاهی موفق است و گاهی نه. برخی شوخی‌ها بیش از حد تلاش می‌کنند نشان دهند که این یک انیمیشن کودکانه ساده نیست. بعضی دیگر هم در دنیایی که گربه‌ها حرف می‌زنند و دست‌های قابل استفاده دارند، چندان منطقی به نظر نمی‌رسند. حتی یک خط داستانی فرعی درباره یک ستاره اسب‌گونه تئاتر هم حس اثری تکراری را القا می‌کند. بسیاری از شوخی‌ها هم نه آن‌قدر بد هستند که آزاردهنده شوند و نه آن‌قدر هوشمندانه که خنده‌دار باشند.

اما با پیش رفتن مجموعه در هشت قسمت نیم‌ساعته، و شاید با عادت کردن به سبک خاص طنزش، کیفیت بهتر می‌شود. کوین کم‌کم به ریتم دلنشین یک کمدی شهری در نیویورک نزدیک می‌شود، با حال‌وهوایی دوستانه اما همراه با سطح بالاتری از عجیب‌وغریب بودن. زمانی که سریال کاملاً خودش را به شوخی‌های بی‌پروا می‌سپارد، جذاب‌تر می‌شود؛ مثل داستان مورچه‌هایی که جودی را ملکه خود می‌کنند، یا مواجهه کوین با «پیتزای موشی»—تکه‌ای زنده از پیتزا که مدام از سرنوشتش شکایت می‌کند.

در میان گربه‌های جوان و روابط عجیبشان، کم‌کم جنبه‌ای صادقانه‌تر هم شکل می‌گیرد. رابطه میان شخصیت‌ها گرمای خاصی دارد؛ از آرماندو که جودی را تشویق می‌کند منتظر خانه مناسب بماند، تا کاپ‌کیک که آرماندو را وادار می‌کند با دل‌شکستگی گذشته‌اش روبه‌رو شود.

جست‌وجوی پراکنده کوین برای فهمیدن اینکه از صاحب بعدی‌اش چه می‌خواهد—یا اصلاً آیا به صاحب دیگری نیاز دارد یا نه—برای هر کسی که از یک رابطه طولانی بیرون آمده و نمی‌داند بدون آن چه کسی است، آشنا به نظر می‌رسد.

اما در دل این مسیر، نکته‌ای ظریف درباره حیوانات هم مطرح می‌شود: اینکه با وجود مراقبتی که از آن‌ها می‌کنیم، آن‌ها دنیای درونی و خواسته‌های خودشان را دارند؛ خواسته‌هایی که ممکن است با ما همسو باشد یا نباشد. این مجموعه که گفته می‌شود بر اساس یک گربه واقعی و یک جدایی واقعی ساخته شده، در نهایت به ادای احترامی لطیف به رازآلود بودن این موجودات تبدیل می‌شود؛ موجوداتی که اجازه می‌دهند بخشی از زندگی‌شان را با ما شریک شویم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا